با سلام

دیروز به همدیگر دست  داده بودیم  و با با یک هدف مشخص که تا آخر ایستاده ایم،دوش به دوش همدیگر جنگیده ایم و به دنیا ثابت کرده ایم که ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند.

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/٥/۸ | ۸:۱۳ ‎ب.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده

اهل خرمشهرم....

روزگارم خاکیست....

نفسم در حبس و ....

آب شورم باقیست.....

کهنه شهری داشتیم، که حراجش کردند...

و به یغما بردند...

خاطرات خوش دیروز مرا .....

و بسی آزاردند مردم شهر مرا...

خارهایی که بجای گل سرخ روئیدند...

و ما در بارشی از رنج و عذاب...

مانده ایم چشم به راه...

تا که شاید بادی...

بوزد از دل دوست...

ببرد آفت و بیماری از این آبادی ...

و من لحظه سرایم شعرم...

که ببینم شهرم...

شده از تابش آفتاب دلی....

زنده چون باغ گلی.....

در کویری که فقط خار زبان می‌روید....

  (نادر خادمی)



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱٦ | ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده

بسم الله الرحمن الرحیم


وقتی که دوران مدرسه را می گذرانیم و بعد از مدتی یک همکلاسی را می  بینیم چقدر

هیجان زده می شویم همینطور دانشگاه و خدمت مقدس سربازی و...  خب من بعد از

چندین سال همرزمم دلاور بی ادعا جانباز پرویز سرلک را ملاقات کردم هر دو حال عجیبی

داشتیم از آن روزها گفتیم از خاکریزها سنگرها  از رشادت های بچه ها از بیت المقدس

وآزاد سازی خرمشهر از سردار شهید عبدالرضا موسی و سردار شهید بهروز مرادی تا به

جزیره مینو رسیدیم حاج پرویز مکثی کرد و اشک دور چشمانش حلقه زد آهی از اعماق

وجودش کشید و با بغض گفت شهید شریف مطوری یکی از نیروهای اطلاعات عملیات

بودو باید غواصی می کرد برود آن دست آب طرف عراقی ها تا منطقه و موقعیت

آنهارابررسی کند به من گفت تو در همین سنگر بمان و منتظر من باش به زودی

برمی گردم شب شد نیامد تا صبح منتظر ماندم ..

. ادامه دارد  

 



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱٠ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده

بسم رب الشهدا

با سلام

من میگم این افتخار هست که مردان بی ادعای  شهرم  خرمشهر بعد از سال ها هم صحبت می شوم و از خاطرات جنگ می گویند . شما فکر می کنید چرا از خاطرات شهدا و جنگ می گویند ؟ من به این باور رسیدم که آنهایی که باید شهید می شدند شهید شدند و انهایی که باید می ماندند که روای شهدا باشند  تا الگو شود برای جوانان سرزمینم  تا بگویند دفاع از دین ،شرف ، ناموس خاک شیرین است .

این بار پای صحبت های برادر بزرگوارم سید رسول بحر العلوم می نشینیم



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱٠ | ٧:٢۱ ‎ق.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده

بسم الله الرحمن الرحیم


خاطره شهید عبدالله مومن

 

یک شب قبل از شهادت عبدالله مومن اکثر شب ها ناصر شادکام با شهید عبدالله مومن و محمد خالدی با همدیگر درخط دفاعی جزیره مینو پست نگهبانی می دادیم محل نگهبانی ما دقیق روبروی سنگر کوثر(کناررودخانه) بود



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۳/٧ | ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده

بسم رب الشهداء

خرمشهر را آزاد نه ، «آباد» کنید.

به پاس سی و چهارمین سال از آزادسازی شهری که خرمشهر شد اما خرّم شهر نشد. 

به گزارش خطیب آنلاین، 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۳/٤ | ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده

به نام خدا

شنوندگان عزیز توجه فرمایید...
شنوندگان عزیز توجه فرمایید...
شنوندگان عزیز توجه فرمایید...
خرمشهر ٬ شهر خون ٬ آزاد شد...

 





ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۳/٤ | ٤:٠۱ ‎ق.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده

بنام خدا

باز هم رزمندگاه دوران سخت جنگ حماسه افریدند .

موسسه امدادگران عاشورا به همت رزمندگان سپاه خرمشهر جهت بیماران صعب العلاج افتتاح شد .

این دلاوران در روز سوم خرداد فاتح خرمشهر همان دلاوران بی ادعا شهرم خرمشهرهستند . درود درود درود



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۳/٢ | ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

بگذار تا عشق بنگارد 

 

سوم خرداد/ خرمشهر آزاد شد



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده

شهید طرفی از رزمندگان اهواز درتیپ 201 ائمه هم رزم کاظم فرامرزی و شهید سعید طاهری بود. بچه های ادوات سپاه خرمشهر او را بیشتر می شناسند.


اسماعیل طرفی دیدبان ادوات در روز آخر جنگ تیری به گردنش اصابت کرد و از ناحیه گردن به پایین قطع نخاع میشود.او از آن زمان تاکنون در بستر بدون تحرک بود.حالتی سخت که فقط خدا باید تحمل آن را عطا فرماید. در دیدارهایی که دوستان و خودم افتخار آن را داشتم هیچگاه از این وضع شکایتی نکرد و همیشه روحیه ای عالی داشت. او امروز بعداز ظهر در اهواز به غافله شهدای هشت سال دفاع مقدس پیوست. نوروزی



تاريخ : ۱۳٩٥/۳/۱ | ۳:٤٠ ‎ق.ظ | نويسنده : محمد رضا حسن زاده