با سلام 

سمت چپ نفر دوم دکتر شهید منصور مفید.

منصور یکی از فامیل های بنده می باشد .

خاطره : خانه ایشان 2 طبقه بود و اتاقش طبقه دوم بود اوایل جنگ عراق 5 صبح محله مارو به توپ می بندد و اتاق منصور هدف قرار می گیرد خوشبختانه منصور و خانواده محترمش همگی پایین می خوابند و انروز محله ما شهید نداد . برای اطلاعات بیشتر و زندگی نامه این استاد  به لینک زیر مراجعه کنید .

http://khoramcity.persianblog.ir/pages/1/

 

سردارشهید مجید خیاط زاده قبل از جنگ قهرمان کشتی کشور و در جنگ با کسب مدال شهادت قهرمان دلاوریهاست . زمانی که من در پمپ بنزین سپاه مشغول به خدمت بودم با 106 می اومد و بنزین میزد چقدر شوخی و می خندیدیم فردای همون روز جیب بدون مجید اومد و من گفتم مجید کجاست ؟ راننده گفت شهید شده اون زمان هرکی میخواست شوخی کنه این جمله رو می گفت . منم گفتم شوخی نکن بابا  کجاست مرخصی؟ گفت من خیلی جدی گفتم رفتم تو سنگر و ساعاتها خودمو حبس کردم و تا تونستم اشک ریختم.

سردار شهید مجید خیاط زاده وسط

 

شهید حمید دشتی همبازی و هم سن من بود زمانی که بچه بودیم انگشتمون خیس میکردیم و داخل گوشش می کردیم   و حمید با سنگ دنبالمون می کرد . بازی بچه گانه هفت سنگ هر کی به هرکی استپ همه این هارو با هم بازی کردیم . حمید در کوه بهروز که با 106 کار می کرد عراقیها گراش رو میگیرند و شهیدش می کنند و من هنوز به جبحه نیامده بودم  روحش شاد

 

 

 عکس حمید  را امروز از اینترنت پیدا کردم

شهید رسول نورانی همبازی و بچه محل باز همون بازیهای بچگی رسول خیلی مهربون و آروم و خنده رو بود واقعا نورانی بود . دوستان باور کنید این خاطراتی که دارم براتون می نویسم خیلی سخت هست لطفا برای روحشان صلوات .

 سمت راست شهید رسول نورانی 

 

شهید نجم ناصرالدین پسر دایی بابام از من بزرگتر بود و من خاطره ندارم فقط می تونم بگم ملوان نیروی دریای بود . خب آدم چقدر میتونه محکم باشه که از یک کوچه 4تا شهید بده . بجز شهید بهروز مرادی این بچه ها قبل از آزاد سازی خرمشهر شهید شدند   

نجم ناصرالدین, مجید خیاط زاده, رسول نورانی, شهید حمید دشتی

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱۱ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ