معلمی که شکارچی تانک های عراقی شد

بهروز هم مثل بقیه بود با این تفاوت که چون معلم بود راه و رسم فرهنگی داشت مادام دنبال نوشتن روی پارچه ، تابلو و کاغذ بود.

ارسالی از حاج پرویز سرلک

و حرف هایی را می زد که شاید برای اولین بار گفته می شوند .

مثال : جمعیت 36 میلیونی و یا با وضو وارد شوید این شهر به خون شهدا مطهر است کلامش کلام معلم ها بود .

دوست داشت به آدم ها چیز یاد بدهد . با حوصله و دل نوشتن داشت و مادام عکاسی می کرد و از همه چیز عکس میگرفت .

ارسالی از حاج پرویز سرلک

خیلی شجاع و نترس بود روز های اول  جنگ بی محابا به سمت عراقی ها میرفت و با آنها درگیر می شد  و با آرپی جی تانک شکار میکرد.

هیجوقت نگران جانش نبود بیشتر دنبال نجات دادن بقیه و یا عقب راندن عراقی ها بود یک نگاه خواص و یک نگاه مخصوص  داشت به نظرم می دانست که شهید می شود.

ارسالی از حاج پرویز سرلک

من به فرمانده گفتم : زمانی که در روابط عمومی سپاه می رفتم پیشش که از 45 روز مقاومت برایم تعریف می کرد  یک کلمه از خودش نگفت و فقط از دلاوریهای بچه ها می گفت .

فرمانده ادامه داد:

برای همین احساس میکرد وقت کمی داردو باید حرف بزند

از اینکه اینجوری به بچه ها ظلم می شد خیلی شاکی بود و اگر بلند گویی گیر می آورد فریاد می زد .

 

ارسالی از حاج پرویز سرلک

پرسیدم چه ظلمی؟

آنموقعه بنی صدر راس کار بود و به بچه های سپاه اسلحه و مهمات نمیدادن . البته به هیچ کس نمیدادن .

ادامه دارد...

/ 0 نظر / 47 بازدید