مهند سی سپاه خرمشهر

بعد از ازادی خرمشهر بچه های مهندسی به دو قسمت تقسیم شدیم یک گروه با برادر عزیز فرهاد دشتی رفتن با تیپ ۱۵ امام حسن علیه السلام که فرمانده ان یادش بخیر و روح شاد حسن درویش بود فرهاد بود خالد و خلیل بیت سیاح و شهید محمد محمودی یادش بخیر و شهید حسن زاده و برادر عزیزمان حمید نظام اسلامی تو مناطق عملیاتی در حال کار کردن و سنگر زدن بودن و ما همه یک گروه دیگر در خرمشهر بودیم من سید حبیب سالم بغلانی که معروف بود به سالم سیاه و علیرضا محمدی و علی عبدالخانی و یک نفر دیگر ادامه دارد

 بچه های مهندسی گروه که تو خرمشهر بودند وظیفه داشتیم خیابنهای خرمشهر را پاک سازی کنیم با لودر و بلدوزر صبح بعداز اذان و خواندن نماز و خوردن صبحانه تازه شب از اتش توپخانه عراقی ها تا صبح خواب نداشتیم من و سالم و بقیه بچه ها میرفتیم پاک سازی اولین جای که مقر ما بچه های مهندسی بود تو خیابان ششم بهمن بود توی یک کوچه و توی یک خونه مستقر بودیم عراق هم شدیدا با توپخانه ما را میزد خلاصه بچه ها با هر زحمتی بود چندتا خیابان را پاک سازی کردیم ظهر ماشین سپاه برام غذا می اورد و شام هم ازش می گرفتیم چون تردد غروب صلاح نبود همان ظهر شام ما را هم میدادند

یک روز هنگام کار با لودر همان نزدیکی مقرمان توی یک خونه یک انبار مواد غذای کنسرو شده پیدا کردیم با سالم بودم رفتیم تو این خونه ولی چی بیا بدیدن بقول حاج اعیاد خدا برکت بده انواع کنسروها و مربها بعد بچه های تداراکات را خبر کردیم امیر استاد و حسن تحریری و به اشپزخانه گفتیم دیگر برایمان غذا نیارید

/ 0 نظر / 15 بازدید